خرید به سبک بامیلو از دیدگاه یک مشتری

bamilo

حدود دو سال نیم پیش از یک تجربه بد در مورد فروشگاه دیجی کالا نوشتم ، بعد از آن شاهد تغییرات بسیاری در خدمات و امکانات آن بودم و با ارزیابی های شخصی که انجام دادم متوجه شدم تغییرات باعث افزایش رضایتمندی مخاطبان گردیده ، اگرچه این روزها انتقاداتی بر عملکرد ، قیمت و … بر دیجی کالا وارد میشود اما آنها پس از ۳ ماه از انتشار آن مطلب تغییرات بسیاری داشتند و این نشان دهنده این است که قصد دارند یک سازمان مشتری مدار باشند ، مشغله فرصت نوشتن را کمتر کرد ، هرچند مسائل بسیاری از کسب و کارهای مختلف مشاهده و تجربه کردم که هرکدام قابل نقد و بررسی کردن بودند اما ذیغ زمان علتی شد که کمتر بنویسم و بیشتر تجربه کنم .

یک خرید اتفاقی از یک فروشگاه نام آشنای دیگر ، مجدد بهانه ای شد که بار دیگر از نگاه یک مشتری به نقد و بررسی بپردازم ، فروشگاه بامیلو ، یک فروشگاه اینترنتی معتبر با یک پشتوانه قوی میباشد اگرچه در محافل گوناگون از آن به عنوان رقیب دیجی کالا یاد میشود اما به شخصه با توجه به شرایط ، خدمات و مدل کسب و کار بامیلو بنده چنین نظری ندارم ، در این مطلب قصد مقایسه بامیلو با هیچ فروشگاه آنلاین دیگری را ندارم و تنها به نقد و بررسی خود بامیلو خواهم پرداخت و توضیحات مقدماتی به جهت شفاف سازی مسیر مطلب بود .

 

آشنایی من با بامیلو به چندین سال پیش بر میگردد که در آن زمان خرید های کوچکی از آن فروشگاه داشتم ،  اما حدود یک سال پیش طرحی به جهت همکاری هایی در بخشی از یک پروژه برای بامیلو ارسال کردم که طی جلساتی موافقت های لازمه کسب گردید و بعد از آن بنا به عدم همکاری و پاسخگویی مناسب آن مجموعه ، همکاری به سرانجام نرسید و پروژه منتفی گردید ، از آن به بعد تعاملی هم نداشتم و بامیلو وارد لیست کسب و کارهایی که من تجربه خوبی از آنها ندارم شد . این عادت من است ، لیستی از کسب و کارهای مختلف دارم که آنها را بر اساس تجارب خودم دسته بندی کرده ام و گاهی اوقات مجدد به سراغ آنها میروم و مجدد آن ها را برای خودم دسته بندی میکنم این باعث میشود که زود قضاوت نکنم و بتوانم منصفانه مسائل را بررسی کنم . حدود چهار روز پیش قرعه به نام بامیلو درآمد و به عنوان یک مشتری تصمیم به بررسی آن گرفتم که در ادامه تجربه من از این خرید را مطالعه میفرمایید .

 

پرده اول ، خرید از سایت

وارد سایت بامیلو شدم ، چهره سایت با آنچه که در آخرین بار دیده بودم تفاوت هایی کرده بود که در نگاه اول جذاب به نظر رسید ، تصمیم گرفتم تعدادی عطر و … به جهت کادو خریداری کنم ، دسته بندی های اولیه در دسترس بود ، تب زیبایی و سلامت ، مقصد من بود و بعد از آن عطر زنانه را انتخاب کردم در بدو ورود عدم امکان فیلتر مناسب و نمایش مناسب محصولات نظر من را به خود جلب کرد ، نوع عطری که میخواستم را میدانستم اما ترجیح دادم با فیلتر کردن به آن برسم که متاسفانه موفقیت آمیز نبود و در نهایت با جستجو ، آن را به سبد خرید  اضافه کردم ، تعدادی محصول دیگر نیز به سبد خرید اضافه کردم و در نهایت کلید ثبت سفارش را فشردم ، از قبل عضوء سایت بودم اما کلمه عبور را فراموش کرده بودم که اقدام به بازیابی نمودم و پس از ۵ دقیقه ایمیل بازیابی دریافت شد و سپس اقدام به بازنشانی کلمه عبور کردم ، در آخرین مراحل تصمیم گرفتم محصولی را حذف کنم اما در نگاه اولیه کلید حذفی وجود نداشت ، بعد از کمی جستجو یک تکست ریز در زیر محصول به عنوان کلید حذف روئیت کردم که توانستم کالای مورد نظر را حذف کنم ، بعد از تایید سفارش پیغامی دیدم که تامین مرسولات زمان میخواهد و پس از تامین ارسال میشود که این پروسه بسته به نوع کالا و تامین کننده بین ۲ الی ۳ روز زمان در تهران میخواهد در انتظار این بودم که حداقل ساعت تحویل پرسیده شود اما خرید تمام شد ! حس خوش آیندی نبود اما مدل کسب و کار بامیلو این چنین است شاید برای رقابت مناسب نباشد اما آنها کسب و کار خودشان اینگونه طراحی کرده اند . سفارش ثبت شد و من منتظر فرآیند های بعدی بودم .

جمع بندی خرید :

۱- گرافیک وب سایت مشکلاتی دارد و این مساله باعث کاهش کاربردپذیری وب سایت میشود ، از جمله این مشکلات میتوان به نحوه نمایش و دسته بندی محصولات در صفحه نخست اشاره کرد ، شاید این یک نظر شخصی باشد اما با استفاده از ابزارهای موجود میتوانید این مساله را بررسی نمایید .

۲- نحوه نمایش محصولات شما مناسب نمیباشد و این باعث سردرگمی کاربر میشود .

۳- اطلاعات محصولات ناقص میباشد و این باعث میشود کاربر در هنگام خرید دچار سردرگمی شود .

۴- طراحی صفحه محصول نقطه مقابل کاربرد پذیری میباشد ، این صفحه مهمترین صفحه سایت شما است و هرچه معماری اطلاعات بهتری داشته باشد شانس فروش بیشتری خواهد داشت .

۵- صفحات کاربری از جمله سفارشات من ، نیازمند طراحی بهتر و امکانات بیشتری است .

۶- شاید با توجه به مدل کسب و کار بامیلو ارسال زودتر اقلام میسر نباشد و نتوان روز دقیق ارسال را مشخص کرد اما حداقل در پروسه خرید انتخاب ساعت تحویل را به مشتری بسپارید .

۷- پروسه خرید را میتوان به فروشندگانی تشبیه کرد که هیچ میلی نسبت به ارائه اطلاعات و فروش ندارند و تنها به جهت سرگرمی در فروشگاه حاضر میشوند ، سایت باید ارتباط برقرار کند و حس اطمینان بیشتری بدهد .

۸- استفاده از پیامک برای اطلاع رسانی خوب است شاید بد نباشد که مشتری را بیشتر در جریان امور سفارش خود قرار بدهید .

 

موارد فوق بخشی از بررسی های صورت گرفته بود که قطعا” میتواند نقش بسیار مهمی در نحوه ارائه خدمات داشته باشد .

 

پرده دوم ، پیگری و ارسال سفارش

روز یکشنبه حوالی ظهر تلفن من زنگ خورد ، بعد از پاسخگویی متوجه شدم که پیک بامیلو میباشد و به آدرس ذکر شده برای تحویل کالا مراجعه کرده است اما من در آن ساعت سرکار بودم و من همچنان منتظر تماس بامیلو برای هماهنگی ارسال بودم ، برای اینکه پیک باز نگردد هماهنگی انجام دادم و یکی از همسایگان کالا را تحویل گرفت ، بلافاصله با پشتیبانی بامیلو تماس گرفتم طبق الگوی IVR ابتدا کد یک و باز مجدد کد یک و درنهایت کد سفارش را وارد کردم تا به اپراتور متصل بشوم  و مساله را مطرح کردم اما باز مجدد کارشناس بامیلو از من کد سفارش را دریافت کرد و این سوال برایم ایجاد شد که اگر از سیستم Contact Center استفاده میشود و کد سفارش دریافت میشود چرا مجدد به صورت شفاهی درخواست میشود کد سفارش را اعلام کردم و پس از بررسی ، کارشناس مربوطه فرمود ، که هماهنگی با ارسال SMS انجام میشود ، بلافاصله SMS ها را چک کردم و متوجه شدم SMS دریافت نکردم ، مساله را به کارشناس منتقل کردم و کارشناس پس از بررسی اظهار داشت که حق با من است و در سیستم نیز Delivery ثبت نشده است و در طی صحبت ها متوجه شدم که تنها یکی از محصولات سفارش داده شده برای من ارسال شده است و زمانی که علت را جویا شدم ، اعلام کردند که آن کالا تحویل فوری بوده ولی سایر سفارشات شما به صورت جمعی ارسال خواهد شد ، با توجه به اینکه مبلغ سفارشات بعدی بالاتر بود برای اینکه مشکلی ایجاد نشود مجدد در خصوص نحوه هماهنگی سوال کردم که کارشناس در کمال احترام توضیح دادند که از قبل با SMS هماهنگ میشود و این اطمینان داده شد که سایر محصولات به صورت جمعی ارسال میشود و در پایان مکالمه امتیاز ۵ را به وی دادم حدود ساعت ۲:۳۷ دقیقه بامداد دو SMS به صورت همزمان دریافت کردم ، بعد از بررسی متوجه شدم این همان SMS هماهنگی بامیلو میباشد که در آن ساعت ارسال شده است اما به دلیل اینکه احتمال دادم شاید مشکلی ایجاد شود درخواست لغو ارسال را فرستادم ، راس ساعت ۸:۵۹ صبح از بامیلو با من تماس گرفته شد ، از آنجاییکه به سر کار میروم با ساعت ۹:۰۰ صبح مشکلی ندارم اما این تصور را کردم که اگر من خانه نشین بودم یا الان در حال استراحت بودم و یا اگر امروز جمعه بود زمان مناسبی برای تماس نیست ، کارشناس بامیلو در کمال ادب و احترام در خصوص لغو سفارش تماس گرفته بود و بنده نیز درخواست دادم با توجه به زمان ارسال سفارش به آدرس محل کارم تغییر کند و طبق اظهار کارشناس بامیلو با توجه به اینکه برنامه های ارسال از پیش تعیین شده بوند ، ارسال به روز چهارشنبه بین ساعت ۹ الی ۱۴ تغییر کرد ، حدود ساعت ۹:۳۰ مجدد یک SMS از بامیلو دریافت کردم که در آن آدرس جدید ذکر شده بود ولی ساعت ارسال به ۱۴ الی ۱۸ و به روز دوشنبه تغییر کرده بود ، آن را خطای سیستم تلقی کردم و طبق اطمینانی که کارشناس در خصوص ارسال در روز چهارشنبه و ساعت ۹ الی ۱۴ به من داده بود به آن توجه نکردم ، حدود ساعت ۱۷:۳۰ مجدد تماسی داشتم که اینبار نیز پیک بامیلو بود و بسته را به آدرس جدید آورده بود و چون در آن ساعت در آن آدرس نبودم از وی خواستم برای هماهنگی صبر کند ، با بامیلو تماس گرفتم و مجدد کد سفارش را وارد کردم و مجدد بعد از پاسخگویی کارشناس کد سفارش را اعلام کردم و مساله را مطرح کردم و طبق اظهار کارشناس بامیلو متوجه شدم باز هم قسمت دیگری از سفارش ارسال شده است و سفارش تکمیل نشده است و پیشنهاد دادند میتوانند کالا را تحویل نگیرم و بعد مجدد تماس بگیرم که کالا با سایر سفارشات ارسال شود ، وقتی درخواست دادم که همان لحظه سفارش را کنسل کنند و همزمان ارسال کنند فرمودند این مساله را باید شب تماس بگیرم و به کارشناسان دیگر منتقل کنم چون در حال حاضر کسی نیست این کار را انجام بدهد ، با کارشناس خداحافظی کردم و در نظرسنجی پایان به وی نمره یک را دادم و مجدد با پیک تماس گرفتم و با هماهنگی کالا را به فرد دیگری تحویل داد چراکه دور از اخلاق دیدم پیک را کنسل کنم و تا به الان که در حال نوشتن این مطلب هستم دو سفارش دیگر من هنوز ارسال نشده است و من نگران سرنوشت و نحوه ارسال آنها هستم .

در دو تماسی که من با بامیلو داشتم به یک کارشناس امتیاز ۵ و به کارشناس دیگر امتیاز ۱ را دادم ، در تماس اول اگرچه بامیلو نتوانست نیاز من را مرتفع کند اما نحوه برخورد و پذیرش مشکل و راهنمایی کارشناس من را مجاب کرد که به وی بالاترین امتیاز را بدهم و اگرچه آنچه پس از آن تماس اتفاق افتاد نیز مغایر با صحبت های کارشناس بودم اما وی را مقصر نمیدانم و سیستم را علت این مساله میدانم اما در تماس دوم هرچند سیستم را بیشتر مقصر میدانم اما به کارشناس به دلیل راهنمایی نادرست و حتی به زیان مجموعه خود امتیاز۱  را دادم . البته با توجه به اینکه در سیستم Contact Center مشکلاتی مشاهده کردم نمیتونم این امتیاز دهی را معتبر بدانم اما در این مطلب ذکر شد .

 

جمع بندی پیگیری و ارسال سفارش :

۱- پیامک خیلی خوب است و این مساله قطعا” در منابع انسانی و هزینه ها تاثیر دارد ، اما حداقل میتوان یک لیست روزانه از سیستم دریافت کرد و با افرادی که SMS را دریافت نکرده اند تماس تلفنی گرفت .

۲- همچنان پیامک خیلی خوب است ولی باز هم ارتباط کلامی بسیار موثر میباشد ، سیستم به جهت انصراف و یا تغییرات ، درخواست میکند که کد ۱ را ارسال کنید ، شما میتوانید کد دومی نیز به عنوان تاییدیه داشته باشید که اگر هیچکدام را دریافت نکردید با آن مشتریان تماس بگیرید و علت را جویا شوید ، به این ترتیب ارتباط بیشتری با مشتریان خود دارید .

۳- خیلی خوب است که از Contact Center استفاده میکنید ، اما یک جریان بازرسی داشته باشید که با توجه به حجم فعالیت روزانه چندین بار مانتیور شود .

۴- اگر قرار است سفارشات به صورت جداگانه ارسال شوند ، در SMS به طور واضح ذکر شود که کدام محصول قرار است ارسال شود .

۵- با یک کدنویسی ساده میتوان تنظیم کرد که پیامک ها اگر در ساعتی مشخصی ارسال نشدند دیگر ارسال نشوند چون ساعت ۲ زمان مناسبی برای هماهنگی نیست .

۶- اگر فرآیندی نیاز به دسترسی خاصی دارد آن دسترسی برای کارشناسان محیا باشد بعدها با یک گزارش گیری ساده میتواند عملکرد کارشناس را بررسی کنید و این مساله امنیتی نمیباشد .

۷- قمیت دو محصول ارسال شده اولیه به ۲۰ هزارتومان هم نمیرسد اما هزینه ارسال ، پاکت ، کاغذ ، نیروی انسانی و … شما بیش از ۲۰ تومان بوده است ، ارسال تجمیعی حس بهتری در خرید دارد .

 

در آخر

سفارش از بامیلو برای من جذاب نبود اما نوع بسته بندی ، نحوه برخورد کارشناس اول و نحوه برخورد پیک ها ، نشان دهنده یک مجموعه خوب است اما نواقص میتواند این مسائل را هم از بین ببرد ، در این مطلب تنها قصد داشتم تجربه شخصی خودم از بامیلو را بنویسم و به هیچ وجه قصد تخریب و یا اتهام زدن به آن مجموعه را نداشته ام و مستندات این مسائل در آرشیو مکالمات ضبط شده آن مجموعه قطعا” موجود میباشد ، برای تیم بامیلو آروزی موفقیت دارم  .

 

۵۱۲ روز پیش

از آخرین بروزرسانی وبلاگم ۵۱۲ روز گذشته ، دوباره این دامین را تمدید کردم تا شاید با یک طرح ریزی مجدد بنویسم .

شماره ۱ ماهنامه تخصصی نرم افزارهای متن باز ، مهاجرت

ماهنامه تخصصی نرم افزارهای متن باز
ماهنامه تخصصی نرم افزارهای متن باز

در این شماره می‌خوانیم :

پرونده:
مهاجرت برای آزادی بیش‌تر
تحت هر شرایطی باید به سمت نرم‌افزارهای آزاد بریم
آیا می‌توانید به سیستم‌عامل خود اعتماد کنید؟
نصب اوبونتو در کنار ویندوز
چطور به نرم‌افزارهای آزاد مهاجرت کنیم؟
راهنمای انتخاب سیستم‌عامل
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

معرفی:
پرسش و پاسخ با «اندرسن گل» مدیر ارشد موزیلا
R، آماردان آزاد
آیا اوپن استک آینده محاسبات ابری خواهد بود؟
دیواره آتش pfsense

جامعه کاربری:
دنیس ریچی، خالق زبان C
فروش نرم‌افزارهای آزاد
معرفی تهران‌لاگ
از گنوم تا ژنوم
پایتخت آزادی
دوره‌های بر خط استنفورد
ابزاری آزاد / متن‌باز، یار نابینایان ایرانی

تخصصی:
شبکه‌های اجتماعی نامتمرکز یا قصه آیدنتیکا
چگونه یک زبان برنامه‌نویسی یاد بگیریم؟
معرفی هادوپ آپاچی
تلویزیون خود را هوشمند کنید
معرفی زبان نوظهور Go

داستان علمی تخیلی:
گوگل‌گای: روزی که گوگل بد شد

کاربردپذیری چیست ؟

کاربردپذیری چیست
کاربردپذیری چیست

معماری اطلاعات یکی از بحث های مورد علاقه من میباشد و به همین دلیل سعی کردم در ۲ مطلب قبلی به بررسی جزء به جزء ، اجزاء و عوامل تاثیر گذار آن بپردازم . در پست قبلی به بررسی یافت‌پذیری پرداختیم و ذکر کردیم که یافت‌پذیری از کاربرد‌پذیری مهم تر است اما در بحث معماری اطلاعات بحث دیگری به نام کاربردپذیری وجود دارد که در این پست به بررسی معنی ، مفهوم و کاربردهای آن خواهیم پرداخت .

کاربردپذیری (Usability) چیست ؟

به طور کلی کاربردپذیری و یا Usability یک شاخص برای سنجش میزان سهولت کاربری یک ابزار میباشد و این شاخص به تعریف سازمان بین‌المللی استاندارد سازی ، یعنی میزانی که یک محصول می‌تواند توسط کاربران برای رسیدن به هدفی معین ، مورد استفاده قرار بگیرد و در حین استفاده، ضمن داشتن اثربخشی و کارایی، رضایت کاربر را نیز تأمین نماید .

تا به اینجا دانستیم که کاربردپذیری به چه معناست و معیار سنجش کاربردپذیری چه چیزی میباشد ، اما به جهت شفافیت بیشتر این معقوله در ادامه مطلب میخواهم به سراغ معیار های کاربردپذیری بروم که با رعایت آنها در نهایت محصولی کاربردپذیر خواهیم داشت .

امکانات (Utility)

این معیار نشان می‌دهد که یک محصول، چه قابلیت‌های عملیاتی مناسبی را فراهم می‌کند تا کاربران بتوانند آنچه را که می‌خواهند، انجام دهند و یا به آنچه که نیاز دارند، دست پیدا کنند. یک محصول خوب، باید امکانات متنوعی را برای ساده‌کردن و تسریع انجام عملیات‌ها به روشی که کاربر می‌پسندد فراهم کند. مثلاً برخی نرم‌افزارها به میان‌برهایی مجهز هستند که انجام یک عملیات طولانی را ساده‌تر می‌کنند.

کارآیی (Efficiency)

کارآیی به کیفیت عملکرد محصول در زمان استفاده، و قابلیت‌های آن برای افزایش بهره‌وری اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که یک محصول، چقدر به کاربران کمک می‌کند تا عملیات مورد نظرش را به انجام برساند.

کارآمدی یا اثربخشی (Effectiveness)

این معیار نشان دهنده میزان اثربخشی محصول میباشد که به توانایی محصول در برآورده‌کردن نیازهای کاربر اشاره می‌کند.

آموزش‌پذیری (Learn ability)

آموزش‌پذیری نشان می‌دهد که آموختن نحوه استفاده از محصول و یا سیستم، چقدر آسان است.

یادآوردپذیری (Memorability)

این معیار نشان می‌دهد که به خاطرآوردن نحوه استفاده از یک محصول و یا سیستم ، چقدر آسان است .

ایمنی (Safety)

از دیگر معیار های کاربردپذیری میتوان به ایمنی اشاره کرد که نشان می‌دهد که یک محصول، چگونه از کاربران در مقابل شرایط خطرناک و ناخواسته، محافظت می‌کند. یک محصول خوب، باید از کاربر در برابر عوامل خارجی خطرناک ، یا انجام اعمال ناخواسته به طور اتفاقی، محافظت کرده و در صورت امکان، به قابلیت‌های Undo,Recovery,Restore نیز مجهز باشد.
در بالا به ۶ معیار اصلی سنجش میزان کاربرد‌پذیری پرداخته شد که این معیار ها را میتوان اهداف کاربردپذیری نیز عنوان کرد ، چرا که تولیدکنندگان و توسعه‌دهندگان به دنبال ایجاد و ارائه محصولات کاربردپذیر هستند .

سنجش کاربردپذیری

معمولاً اهداف و یا معیارهای‌ کاربردپذیری در قالب پرسش مطرح می‌شوند تا جنبه‌های مختلف یک محصول و یا سیستم ، مورد ارزیابی قرار بگیرد. برای نمونه، پرسش «چه مدت طول می‌کشد تا کاربر، نحوه استفاده از قابلیت‌های اولیه این سیستم ثبت نام را یاد بگیرد؟» که این پرسش هدف و یا معیار «آموزش‌پذیری» را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

یافت پذیری (Findability) چیست ؟

یافت‌پذیری چیست ؟
یافت‌پذیری چیست ؟

در مطلب قبلی به تعریف معماری اطلاعات پرداختیم و دانستیم که معماری اطلاعات به معنای سازماندهی اطلاعات و تعریف چارچوب مناسب برای چیدمان اطلاعات در بسترهای کاربر محور در راستای یافت پذیری و کاربردپذیری اطلاعات میباشد ، در این مطلب و مطلب بعدی قصد بر این است که به سراغ تعریف یافت پذیری و کاربرد پذیری برویم .

یافت پذیری (Findability) چیست ؟

تعریف این موضوع را از یک ابزار روزمره شروع میکنم ، موتورهای جستجوگر (مثل گوگل) ابزارهایی هستند که به ما در پیدا کردن اطلاعات مورد نظر کمک میکنند و سایت ها با استفاده از تکنیک های بهینه سازی موتور جستجو یا SEO سعی میکنند شانس خود را برای جذب مخاطب بیشتر افزایش دهند ، در نتیجه SEO به ما کمک میکند که جستجوی بهتری داشته باشیم اما مساله اینجاست که ما همیشه از طریق موتور جستجو به اطلاعات دسترسی پیدا نمیکنیم و ممکن است به صورت مستقیم وارد سایت و یا سامانه ای بشویم ، در نتیجه در آن سایت میباستی ساختاری وجود داشته باشد که مخاطب به سهولت به اطلاعات مورد نظر خود دسترسی پیدا کند ، که میتوان این ساختار را یافت‌پذیری نامید ، در معماری اطلاعات یافت‌پذیری یک شاخص میباشد که بیانگر قابلیت یافت شدن یک موضوع یا یک شی خاص میباشد .

پس به طور ساده یافت‌پذیری یعنی :

دسترسی یا یافتن آسان یک شیء و یا یک داده و هر مقدار این سهولت بیشتر باشد میزان یافت پذیری بالاتر میباشد .

جمع بندی

یافت‌پذیری یکی از مهمترین مسائل معماری اطلاعات میباشد که حتی بر کاربردپذیری نیز تقدم دارد ، برای اثبات این مساله ، هر مقدار یافت‌پذیری محصول و اطلاعات بیشتر باشد در نتیجه آن راحتر پیدا میشود و اگر کالا و یا خدمات قابل فروشی باشد شانس بیشتری برای خرید توسط مشتری را دارد پس اگر محصولی کاربردپذیر باشد اما یافت‌پذیر نباشد شانس زیادی برای فروش ندارد .
در این مطلب سعی شد معنای یافت‌پذیری شفاف شود و با ذکر مثالی درجه اهمیت آن را در معماری اطلاعات مطرح کرد ، در مطلب بعدی به سراغ کاربردپذیری خواهیم رفت و با تعریف آن مقدماتی برای ورود به سیستم های کاربردی ایجاد خواهیم کرد .

در مطلب بعدی میخوانیم :

– کاربردپذیری چیست ؟

معماری اطلاعات چیست ؟

معماری اطلاعات - قسمت اول
معماری اطلاعات - قسمت اول

مدتی پیش یکی از دوستانم اطلاعاتی در زمینه معماری اطلاعات از من خواست بنا به مشغله و مسائلی توضیحاتِ کلی و کوتاهی به او دادم و وی را به سمت Google It ! هدایت کردم ، ۳ – ۴ روز پیش بود که تماسی با وی برقرار کردم و جویای عملکردش شدم که به شوخی گفت رفتم دنبال نخودسیاه ! بعد از گفتگو جستجویی  که در وب فارسی انجام داد تازه فهمیدم چه راهنمایی کرده ام ! و همان جستجو علتی بر نوشتن این مطلب شد که کمی بیشتر و عمیقتر به سراغ معقوله معماری اطلاعات برویم ، این مطلب دارای چندین قسمت خواهد بود که در طی این هفته و هفته آینده پست هایی در مورد آن منتشر خواهم کرد، اگر مایل هستید  از انتشار مطالب بعدی مطلع شوید به اینجا بروید و بسیار خوشحال میشوم تجربه خودتان در مورد این مساله و یا سوالات خود را در بخش نظرات مطرح فرمایید تا مکان بهتری را برای افرادی که به سراغ این مساله میروند بسازیم .

معماری چیست ؟

از مجموعه تعریف هایی که در مورد معماری میتوانیم داشته باشیم یک تعریف یک خطی و کامل وجود دارد که به صورت کامل گویای معنی این کلمه است :

” معماری، سبک طراحی و شیوه ساخت و ساز هر ساختار فیزیکی است . “

بیش از این به سراغ تعریف معماری نمیروم چرا که جمله بالا معرف و گویای هر آنچه که ما در این باب نیازداریم میباشد و تنها یک مساله وجود دارد و آن قسمت آخر جمله یعنی ” ساختار فیزیکی” میباشد که باید در ادامه کمی در این تعریف دست ببریم و کلمه مجازی را نیز به آن اضافه کنیم که در نهایت برای پرداختن و درک بهتر ادامه مطلب تعریف معماری در حوزه اطلاعات را این چنین بدانید :

” معماری، سبک طراحی و شیوه ساخت و ساز هر ساختار فیزیکی و مجازی است . “

 

معماری اطلاعات(IA) چیست ؟

معماری اطلاعات (Information Architecture به اختصار IA ) به معنای سازماندهی اطلاعات و تعریف چارچوب مناسب برای چیدمان اطلاعات در بسترهای کاربر محور در راستای یافت پذیری و کاربرد پذیری اطلاعات میباشد . و یا به طور ساده تر منظور از معماری اطلاعات این است که به کاربر این امکان را بدهیم که به سرعت و سهولت به اطلاعات مورد نظر خود دست یابد ، به طراحی این ساختار معماری اطلاعات میگویند .
در هر دو تعریف بالا از کلمه کاربر استفاده گردید و این توضیح را لازم میدانم که منظور از کاربر هر فردی در هر جایگاهی میباشد این معماری اطلاعات میتواند در خصوص دسترسی مدیرعامل به اطلاعات صورت پذیرد و یا دسترسی مشتری به اطلاعات یک محصول .

حال که کمی تعریف معماری و معماری اطلاعات مشخص شده است و یک دیدکلی در مورد این موضوع وجود دارد ، قصد دارم به سراغ تاریخچه این مساله بروم و قبل از اینکه به صورت تخصصی وارد جریان معماری اطلاعات بشویم مقداری در مورد گذشته آن بدانیم .

 

تاریخچه IA

۳۹ سال پیش Richard Saul Wurman معمار امریکایی برای اولین بار به موضوع معماری اطلاعات پرداخت و IA را اینطور تعریف کرد :

“معماری اطلاعات یعنی سازماندهی اطلاعات در قالب داده‌ها و ارائه این داده ها به صورتی واضح و در عین حال پیچیده “

۲۱ سال بعد در سال ۱۹۹۶ وی اقدام به انتشار کتابی با موضوع ” معماری اطلاعات” نمود ، سپس دو محقق دانشگاه میشیگان به نام های Peter Morville و Louis Rosenfeld به بررسی نظریه Richard از بُعد کتابداری و اطلاع رسانی پرداختند ، در همان سال یعنی ۱۹۹۶ کنگره آمریکا به منظور ملزم ساختن وزارتخانه ها و سازمان های فدرال آمریکا به معماری فناوری اطلاعات درون سازمانی ، قانونی به نام قانون Clinger Cohen به تصویب رساند که به واسطه آن همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌های فدرال آمریکا ملزم شدند معماری فناوری اطلاعات خود را تنظیم نمایند و به این ترتیب اولین قانون رسمی به منظور تدوین معماری فناوری اطلاعات به تصویب رسید و دو سال بعد در سال ۱۹۹۸ , Peter Morville و Louis Rosenfeld اقدام به انتشار کتابی در این زمینه نمودند ، در در سال ۲۰۰۰ انجمن فناوری و اطلاعات امریکا سمینار های زیادی در مورد معماری اطلاعات برگزار کرد ، که این کنگره ها عاملی شتاب دهنده در روشن شدن مفهوم معماری اطلاعات بود و در سال ۲۰۰۲ نسخه دوم کتاب Peter Morville و Louis Rosenfeld به نام ” معماری اطلاعات وب ” منتشر گردید که نهایتا” در سال ۲۰۰۶  نسخه سوم آن نیز منتشر گردید .
در تاریخچه پیدایش IA بحث های زیادی مطرح است که چه کسی اولین بار این مهم را مطرح کرده و یا اینکه چه کسی گسترش داده اما ما در این مطالب از این مسائل دوری میکنیم و تنها از کسانی که تا کنون برای این مساله زحمت کشیده اند تشکر میکنیم .

 

در مطلب بعدی میخوانیم :

– یافت پذیری و کاربرد پذیری چیست ؟

۲۲ روز غیبت

22 روز غیبت
22 روز غیبت

۲۲ روز از آخرین مطلبی که در تجربه شخصی به اشتراک گذاشته ام میگذرد و شاید سنت شکنی در رابطه با روال بروزرسانی وبلاگم انجام داده ام ، اما در این ۲۲ روز علاوه بر مشغله های معمول کاری به ۲ موضوع مهم پرداختم و شاید آن زمانی را که برای نوشتن مطالب اختصاص میدادم را به مطالعه در رابطه با این دو موضوع تخصیص دادم .
در طی این مدت بر دو موضوع ” مصاحبه شغلی ” و “مدیریت روابط” زوم کردم و سعی کردم در این زمان کم به سراغ مسائل و نکات کلیدی این دو معقوله بروم و قصد دارم پس از جمع بندی آنها ، مطالبی را در این زمینه ها به اشتراک بگذارم ، از دیگر رویداد های این ۲۲ روز افتخار آشنایی با دکترنوذری موسس آکادمی شادی بود که ایجاد بستر همکاری با ایشان محیاء شده است که شاید با توجه به تفکرات و روش های ایشان بتوانم مثال های بیشتری از بحث بازی‌وارسازی در روندهای کاری در این وبلاگ منتشر کنم .

 

لیست وظایف و یا سرگرمی

لیست وظایف و یا سرگرمی
لیست وظایف و یا سرگرمی

در مطلب فواید نوشتن لیست کارهای روزانه ، به بررسی و توضیح برخی از فواید نوشتن کارهای روزانه در قالب یک لیست وظایف پرداختم ، همانطور که در آن مطلب ذکر کردم ، تنظیم لیست کارهای روزانه یکی از کارهای مورد علاقه ام میباشد که برای من بدل به یک سرگرمی شده است ، پیرو مطالبی که در رابطه با بازی‌وار سازی منتشرکرده ام قصد دارم در این مطلب به بررسی و به کار بردن این مساله را در تنظیم لیست کارهای روزانه بپردازم .
شاید تنظیم لیست وظایف روزانه برای شما حس خوبی نداشته باشد ، شاید وقتی ببنید که چقدر کار دارید و چقدر هر روز کار انجام میدهید انرژی منفی جذب کنید ، اما پیرو مطلب قبلی که در این رابطه منتشر کردم میخواهم این مساله را برای شما جذاب کنم و با هم با به کار بردن چند تکنیک ساده تنظیم این لیست را به یک بازی تبدیل کنیم و از انجام کارهایمان لذت ببریم .
بیایید به زمان بچگی و یا مدرسه بازگردیم زمانی که والدین برخی اوقات وعده هایی به ما در قبال انجام کاری میدادند .
مثلا” اگر معدل کارنامه نمره ۲۰ شود صاحب یک دوچرخه میشوی و …
شاید خیلی از ما ها تجربه موفقی در این زمینه نداشتیم و شاید تنها یک حس زودگذر در ما ایجاد میکرد اما اگر آن حس پرورش می یافت و به آن رسیدگی می شد میتوانست یک تجربه موفق باشد ، من در این مطلب به سراغ ایجاد انگیزش ها خواهم رفت و با توضیح یک عمل علمی در مغز به این خواهم پرداخت که چگونه لیست وظایف خود را جذاب و سرگرم کننده کنیم .

دوپامین

به نقل از ویکی پدیا
دوپامین نوعی پیامرسان عصبی از نوع کاتکولامین است که در بیشتر مهره داران و بیمهرگان وجود دارد و نقش فعال کنندگی دارد.

برای اینکه تعریف بالا را کمی ساده تر و عامیانه تر کنم اینطور باید بگم که در برخی از نقاط مغز ما ماده شیمیایی به نام دوپامین ترشح میشود که که پیام هایی را به سلول های عصبی دیگر منتقل میکند که در نهایت نقش فعال کنندگی و تحریک کردن دارد ، این ماده در حالت های مختلفی ترشح میشود که یکی از حالت های آن زمانی است که ما از چیزی لذت میبریم .

با توجه به توضیح بالا به سراغ این مساله خواهم رفت که چگونه حس بازی را وارد لیست وظایف روزمره خود کنیم ، هر کدام از ما علایقی داریم که میتوانیم در زمان هایی کوتاه به آنها بپردازیم ، مثلا” خوردن یک چایی با یک دوست و یا خواندن یک برگ از یک کتاب و یا قدم زدن در فضای باز و … .
برای اینکه حس بازی را به لیست وظایف روزانه خود منتقل کنیم ابتدا لیستی از کارهای مورد علاقه خودتان که قابلیت اجرا در زمان محدود را دارند تهیه کنید ، سپس لیست کارهای روزانه خود را تنظیم کنید ، حالا شما دو لیست دارید که میبایستی با یک برنامه ریزی کوچک انجام برخی از کارهای مورد علاقه خودتان را در لیست کارهای روزانه قرار دهید ، به این ترتیب شما در قبال انجام وظایفتان ، خودتان را تشویق کرده اید و این باعث ایجاد انگیزش در انجام کارهای بعدی خواهد شد ، شما میتوانید بر این اساس در قبال انجام کارهایتان به خودتان جایزه بدهید که میتوانید در دراز مدت این جوایز و پاداش ها را در مقیاس های مختلف به لیست اضافه کنید مثلا” اگر پروژه ای را در مدت x روز تمام کردید به یک سفر نزدیک بروید و … .

لیست وظایف و یا سرگرمی

لیست وظایف و یا سرگرمی

مطلب بالا بر اساس تجربه شخصی من در مدیریت تیمی و وظایف شخصی بود و میتواند این مطلب با به اشتراک گذاشتن تجارب شما کامل تر شود .

محمدعلی

من محمدِعلی هستم ، طراح و توسعه دهنده سیستم های ارتباط با مشتری